أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

175

آثار الباقيه ( فارسى )

دو قول آنان هم در شمار ساسانيان بودند هرچند دليل قاطعى در دست نيست كه همه ساليانى را كه ميان اسكندر و اردشير است مدت سلطنت اشگانيان دانسته شود يا برعكس اين عقيده را كه مدت حكومت اشگانيان باشد باطل سازد و به فترتى كه در اين ميان است يعنى مدت پادشاهى خود اسكندر و جانشينان او در بابل توجه نشود . [ اين بود بيشترين چيزى كه در اين باب ميتوانستم بگويم و خداوند توفيق - دهنده ما به راه صواب است . اگر ما به وعده خويش در اثبات گفتار پيشينيان وفا كرديم و از بذل و كوشش به اندازه توانايى خود دريغ نكرديم اكنون گوييم : هنگامى كه به يك زمان تاريخى برخورد كنيم و با سنجش آن با ديگر آراء و گفته‌ها بخواهيم آن را امتحان كرده بدانيم چه حال دارد كمتر اتفاق خواهد افتاد كه درست از كار درآيد و آن تاريخ راست باشد . مثلا هنگامى كه خواستيم بدانيم تخريب اول بيت المقدس بدست بختنصر تا زمان اسكندر چند سال بوده چون به جدول قسم اول از تاريخ ايرانيان نظر افكنيم خواهيم ديد كه سيصد و چهل و سه سال بوده و همين مقدار را از جدول ملوك كلدانيان برگيريم دويست و نود و سه سال خواهد شد و به عقيده يهود صد و ده سال است و چون كار بدينجا رسيد نزديكتر بصواب آنست كه از عقيده ايرانيان اعراض كنيم و سخن يهود را بشنويم هرچند آراء يهود نيز باهم متناقض است و يكى از آن تناقضات اين است كه در كتاب سيد رعولام كه سالهاى عالم معنى ميدهد در جايى مدت عمارت دوم بيت المقدس چهارصد و هشتاد سال ذكر شده و بعدا گفته است كه ابتداى اين مدت از چهل سال بيش از اسكندر است كه چون تا اول سلطنت اسكندر و سال دوم آن‌كه ( اسبنسبانوش ) است اين مدت جمع شود و آن سالى است كه بيت المقدس در آن سال خراب شد مدت چهارصد و چهل و پنج سال مىشود پس دو قول آنان باهم منطبق نشد ( كلمه مزبور از نظر عدد با سالها مطابق نيست ) . نيز در اين كتاب مىبينيم كه پس از عودت بنى اسرائيل به اورشليم پنجاه و نه